حسين قرچانلو
153
جغرافياى تاريخى كشورهاى اسلامى ( فارسى )
كنار آن است ؛ ديگر ، بحر احمر كه در سوى ديگر اين سرزمين قرار دارد و جدّه ، بندر شهر مكّه ، بر كنار آن است . از آنجا ، كالاهاى تجارتى در طول ساحل از شهرى به شهر ديگر صادر مىشود و سپس به « شهر قلزم » كه بندر طور سيناست مىرسد . كاروان شترها از مكّه به اين قسمت از ساحل مىآيند و بار خود را در اينجا خالى مىكنند . اين كناره از مكه تا بندر طور سينا تحت فرمان سلطان قاهره است . بنابراين ، مملكت سلطان همچون جزيرهاى در ميان دو درياست و بر هند و غرب نظارت دارد . كشتيهايى كه از هند مىآيند راه ديگرى ندارند و كالاى خود را جز در مملكت سلطان قاهره در هيچ سرزمين ديگرى نمىتوانند به فروش رسانند . همين امر در باب مسيحيان غرب نيز صادق است . بنابراين ، معلوم است كه اگر بخواهيم با مملكت سلطان قاهره دادوستد كنيم يا به زيارت بيت المقدس برويم ، بايد با وى روابط حسنه داشته باشيم . « 1 » ياقوت در آغاز قرن هفتم هجرى كه مقارن با فرمانروايى آخرين حكام ايوبى بر مصر است ، دربارهء تقسيمات سرزمين مصر از قول قضاعى مىنويسد : سرزمين مصر به دو قسمت تقسيم مىشود : صعيد « 2 » ( يا مصر عليا ) كه در سمت جنوب قرار دارد و مصر سفلى كه به سمت وزيدن باد شمال قرار دارد . « 3 » صعيد به سى كوره ( خوره يا ناحيه ) و مصر سفلى به سى و سه كوره تقسيم مىشود . كورههاى صعيد عبارتند از : فيّوم « 4 » ، منف ، و سيم ، شرقيه ، دلاص ، بوصير ، اهناس ، فشن ، بهنسا « 5 » ، طحا ، جيّر ، سمنّوريه ، بويط ، أشمونين « 6 » ، أنصناى پايين و أنصناى بالا ، قوص و قاو ، شطب ، اسيوط « 7 » ، قهقوه ، أخميم « 8 » ، ديرابشيا ، هو ، إقنا ، فاو ، دندرا ، قفط « 9 » ، اقصر « 10 » ، أسنا ، أرمنت و أسوان . « 11 » بعلاوه ، ياقوت از دو شهر فسطاط و قاهره ، به عنوان
--> ( 1 ) . همان ؛ ص 98 - 99 . ( 2 ) . Saide . ( 3 ) . ابن خرداذبه نيز به اين تقسيم اشاره كرده است ( المسالك و الممالك ؛ ص 63 - 64 ) . بايد توجه داشت كه اين تقسيم از زمانهاى قديم حتى قبل از اسلام در مصر معمول بوده است . ( 4 ) . Fayyum . ( 5 ) . Bahnasa . ( 6 ) . Osmunayn . ( 7 ) . Asyut . ( 8 ) . Axmim . ( 9 ) . Qoft ( Qeft ) . ( 10 ) . Aqsor . ( 11 ) . معجم البلدان ؛ ج 5 ، ص 139 .